X
تبلیغات
دنیای سخن - افراط وتفريط در" محبت"
یادداشت های یک معلم

محبّت افراطی و نامهربانی

محبّت بیش از حد و نامهربانی بر سلامت روانی كودكان اثر نامطلوب می‏گذارد. والدینی كه بیش از حدّ معمول به اطفال خود توجّه می‏كنند، كودكانی متكی به دیگران بار خواهند آورد. این گونه والدین، بعضاً در محبّت كردن قدری افراط می‏كنند، كه رضایت كودك را بر مصلحت‏های واقعی تعلیم و تربیت او ترجیح می‏دهند، این گونه كودكان، علاوه بر اتكایی بودن، اعتماد به نفس ضعیف، خجول بودن، در رشد هیجانی خود نیز تأخیر نشان می‏دهند.

محبّت افراطی هم چنین، باعث می‏شود كه كودك بیشتر وقت خود را با والدین به سر برد و در نتیجه نمی‏تواند با بچه‏های هم سال خود ارتباط برقرار كند و بدین ترتیب رشد اجتماعی او به كُندی صورت می‏گیرد.

حضرت امام محمد باقر(ع) شدیداً از محبّت افراطی نهی كرده می‏فرمایند:

«بدترین والدین، كسانی هستند كه در اعمال محبت به فرزندان خود زیاده روی و افراط می‏نمایند.»

عدم توجّه و محبّت به كودك نیز، سبب طرد شدن كودك می‏شود و به هیچ وجه نسبت به محیطی كه در آن زندگی می‏كند، احساس امنیّت نمی‏كند. چنین كودكانی، معمولاً مشوّش‏اند و اختلالات شخصیتی از خود نشان می‏دهند. عدم توجه و محبّت در ماه‏های نخستین كودكی، باعث می‏شود كه كودكان به تحریكات محیطی پاسخ ندهند و در موارد شدیدتر، پژمرده شوند.

 

به طور كلی، كودكان مطرود، عكس‏العمل‏های مختلفی از خود بروز می‏دهند و این كودكان در اصطلاح به گرسنگی عاطفی مبتلا می‏شوند. گاهی این كودكان مطرود یا محروم از مهر و محبت والدین، دچار بیماری‏های روان تنی می‏شوند. پیدایش پاره‏ای از آلرژی‏ها در میان بچه‏ها، معلول همین امر است. بچه‏هایی كه دچار تب یونجه‏ای و سایر ناراحتی‏های پوستی می‏شوند، اغلب از طرف پدر و مادر طرد شده‏اند، و یا مدتی از آنها دور بوده‏اند، گاهی این دسته از كودكان، بدبین هستند، و دیگران را دشمن خود فرض می‏كنند و نسبت به اعمال آنها همیشه اعتراض می‏نمایند.

 

در بعضی موارد، بچه‏های مطرود یا محروم از محبّت والدین حالت تسلیم به خود می‏گیرند، رفتار زننده والدین را تحمل می‏كنند و به جای اعتراض با روی خوش در مقابل اعمال آنها عكس‏العمل نشان می‏دهند و از این راه، كوشش می‏كنند محبّت آنها را به خود جلب كنند. بچه‏هایی كه باهوش هستند و بی‏مهری پدر و مادر را احساس می‏كنند، اغلب خود را به نادانی می‏زنند، گاهی محبّت دیگران نسبت به او، بی‏مهری والدین را جبران می‏كند و شخصیت او كمتر دچار تزلزل می‏شود.

مطالعات نشان می‏دهد، كودكانی كه طرد شده‏اند متعلق به والدینی هستند كه خود آنان، در كودكی زندگی را ناشاد و بدون عشق و محبّت گذرانده‏اند.

كودكان معمولاً پس از پنج سالگی، بیش از هر چیز به پدر نیاز خواهند داشت و غیبت طولانی پدر پس از آن سنّ، با بزهكاری‏های دوره نوجوانی مرتبط و وابسته خواهد بود. بطور كلی، طرد كودك به حدّی در شخصیت كودك تأثیر می‏گذارد كه حتی نداشتن والدین ،آن تأثیر را نمی‏گذارد.

 

محدودیت و آزادی

بعضی والدین با محبّت، كودكان خود را آزاد می‏گذارند و بعضی دیگر همراه با محبّت، كودكان خود را در محدودیت نگه می‏دارند.

فرزندانِ آزاد گذارده، غالباً فعّال، اجتماعی و مستقل هستند، نسبت به دیگران محبّت دارند، خصومتی به خود و اطرافیان خود نشان نمی‏دهند. گاهی احتمالاً كمی پرخاشگر و جاه طلب می‏شوند ـ به خصوص در منزل ـ ولی در واقع این حالات در نتیجه احساس ایمنی و عدم وجود پاسخ‏های نامطلوب از سوی والدین است و نشانه عصبانیت و ناكامی دائمی یا درونی نیست، گرچه ظاهراً كودكانِ آزاد گذارده شلوغ و پرفعّالیت هستند، ولی جنبه‏های قوی شخصیّت آنها؛ مانند اعتماد به نفس، دوستی، احساس استقلال و تمایل برای تسلط بر محیط، نكات ضعف آنها را از میان می‏برد.

والدین با محبّت و محدود كننده، كودكانشان معمولاً در روابط خود با همسالانشان قدرت طلبی ندارند. متكی بودن و خصومت، از دیگر خصوصیات این اطفال است. محدودیت در شش تا ده سالگی ایجاد حالت اتكایی و رفتار پرخاشگرانه شدید نسبت به مادر می‏كند. اگر محبّت والدین به میزان كافی باشد حالات عصبی و رفتارهای غیر عادی در كودكان به وجود نمی‏آید، ولی محدودیت والدین، سبب می‏شود كه كودك اتكای بیشتر، فرمانبرداری، ادب، ناپرخاشگری و عدم تمایل برای رقابت با همسالان و به طوركلی،استقلال‏فردی‏كمتری ‏نشان‏ می‏دهد.

 

متأسفانه، والدینی وجود دارند كه كودكان خود را از محبّت سیراب نمی‏كنند و رابطه‏ای خصمانه با كودكان خود برقرار می‏كنند. بعضی از این والدین، همراه با رابطه خصمانه، برای كودكان خود محدودیت نیز قائلند، ولی بعضی دیگر، رابطه خصمانه با كودكان خود دارند، ولی كودكان خود را آزاد می‏گذارند.

 

رسول خدا(ص) در این باره به حضرت علی(ع) می‏فرمایند: «لعَنَ اللهُ والدینِ حَمَلا وَلدَهما علی عُقُوقِهِما؛1 نفرین الهی و دوری از فیض خداوند متعال بر والدینی كه فرزند خویش را به عصیان و آزار خودشان وادارند و باعث قطع رابطه محبّت شوند.»

 

تبعیض و مقایسه كودكان

تبعیض و مقایسه كودكان با یكدیگر، تأثیر منفی فراوانی بر سلامت روانی كودكان می‏گذارد. كودكی كه نسبت به خواهر یا برادر دیگر خود كمتر محبّت و توجه می‏بینند، از رفتار والدین خود بسیار آزرده می‏شود و بعضا از این كار والدین كینه به دل می‏گیرد و درصدد انتقام از آنها و یا اجتماع برمی‏آید. از جمله هنگامی كه به آنها گفته می‏شود كه به اندازه ی برادر یا خواهر و یا بچه همسایه یا فامیل باهوش و زرنگ‏ نیستند، ناراحت می‏شوند و به شدّت رنج می‏برند.

تنها كافی نیست كه والدین فرزند خود را دوست داشته باشند، بلكه باید این محبّت و دوست داشتن در اعمالشان مشهود باشد.

والدین معمولاً علاقه و یا بی‏علاقگی خود را به كودك با حالات و حركات صورت، آهنگ صدا و حتی در محبّت كردن با او نشان می‏دهند. والدین حتی در تنبیه كودك نیز، نباید این احساس را در او ایجاد كنند كه دیگر هرگز دوستش نخواهند داشت و او را طرد كرده‏اند، بلكه باید احساس كند كه به علت عملی كه انجام داده، تنبیه می‏شود، نه به علت خستگی پدر و مادر یا عصبانیت آنها، در این صورت كودك به معیاری برای اعمال و رفتار خود دست نخواهند یافت.2

 

پی نوشت ها:

1- وسائل الشیعه، ج5

2- در نگارش این مقاله از منابع ذیل نیز استفاده شده است: (2 -1 ) روان‏شناسی شخصیّت، نشر هادی، چاپ اوّل، تبریز 1375. 2ـ 2 ) كودك و روابط خانواده، دكتر علی محدث، نشر ایران زمین كهن، چاپ اوّل، 1370. 2ـ 3 ) بهداشت خانواده، دكتر رضا نوری، نشر اترك، چاپ اوّل، مشهد. 2ـ 4 ) روان شناسی كودك، دكتر سیروس عظیمی، نشر دهخدا، چاپ سوم، 1368.

2ـ 5 ) روان شناسی رشد، دكتر علی اكبر شعاری نژاد، نشر اطلاعات، چاپ ششم 1367. 2ـ 6 ) مبانی جرم شناسی، دكتر مهدی كنی‏نیا، نشر دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1370. 2ـ 7 ) كودكان آینه رفتار والدین، فرض الله قلی زاده (زیر چاپ). 2ـ 8 ) بهداشت روانی، دكتر سید شاملو، نشر رشد،چاپ‏نهم،تهران،1369. 2ـ 9 ) روان شناسی رشد، دكتر حسن احمدی و شكوه بنی‏جمالی، نشر بنیاد، چاپ سوم، 1368.